انقلاب فرهنگی: چرايیها، سوء فهمها، پيامدها
مجید محمدی
دولت احمدینژاد در سالهای قدرت خود نوعی انقلاب فرهنگی تدريجی (اخراج اساتيد، تعليق، اخراج و ستارهدار کردن دانشجويان، بستن فضای دانشگاهها، دفن کشتهشدگان جنگ در دانشگاهها) را بر اساس الگوی انقلاب فرهنگی اواخر دههی پنجاه خورشيدی در دستور کار داشته و اجرا کرده است اما برای برخی از اعضای هيئت حاکمه (مثل احمد علم الهدی، امام جمعه مشهد، ايرنا، ۱۳ خرداد ۱۳۸۹) اين اندازه کافی نيست.
آنها میخواهند صدها هزار دانشجوی مخالف و منتقد و اساتيد غير همرنگ از دانشگاهها اخراج شوند و بسيجيان تنها صدای اين محيط باشند. آنها که امروز از انقلاب فرهنگی دوم سخن میگويند خواهان چنان تصفيهای در دانشگاهها هستند که ديگر صدای مخالفی از آنها شنيده نشود. انقلاب فرهنگی اول چه مشخصاتی داشت که اکنون تکرار ان مورد تقاضاست؟
انقلاب فرهنگی، پديدهای چند وجهی
ادامه روایت عبدالکریم سروش از انقلاب فرهنگی
هر صباحی غمی از دور زمان پیــش آیــد گویم این نیز نهم بر سر غمهای دگــر
باز گویم كه نه، دوران حیات اینهمه نیست سعدی امروز تحمّل كن و فردای دگر
زمانه غریبی است نازنین! "قحط معنی در میان نامهاست."
حقیقت این است كه من هنوز نمیدانم نزاع بر سر چیست. آیا تاكنون روشن نشده است كه «انقلاب فرهنگی» چیزی بود و «ستاد و انقلاب فرهنگی» چیزی دیگر؟ و آیا هنوز معلوم نشده است كه عبدالكریم سروش و حبیبی و باهنر و... در ستاد انقلاب فرهنگی نقش داشتهاند نه در انقلاب فرهنگی؟ و آیا هنوز جا نیفتاده است كه انقلاب فرهنگی برای بستن دانشگاهها بود و ستاد فرهنگی برای باز كردن آنها، به نحوی پیراستهتر و اسلامیتر؟
روایت سید محمدعلی سید نژاد از انقلاب فرهنگی
مصاحبهکنندگان: نیلوفر گلکار، مهرداد بزرگ
سید محمدعلی سیدنژاد دانشجوی ورودی مهر 1352 دانشگاه تربیت معلم تهران، در رشته ریاضی و فارغالتحصیل سال 1370 این دانشگاه است. وی دو بار از دانشگاه اخراج شد. بار اول در سال 1354 بود که از دانشگاه اخراج شد. سیدنژاد پس از اخراج اول و گذراندن دورهی سربازی بار دیگر در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کرد و در رشتهی فیزیک دانشگاه تهران ورودی بهمن 57 پذیرفته شد. قبولی مجدد وی مصادف بود با پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن دوباره به دانشگاه تربیت معلم تهران بازگشت تا در رشته ریاضی ادامه تحصیل دهد. او که از مؤسسین دفتر تحکیم وحدت است، از طراحان انقلاب فرهنگی بودهاست که سرانجام خود نیز قربانی آن شد. سیدنژاد در این مصاحبه از نحوه شکلگیری انقلاب فرهنگی و اتفاقات پس از آن میگوید.
روايت غلامعباس توسلي از انقلاب فرهنگي و احياي علوم انساني
گفتگو: علیرضا پاكروان
غلامعباس توسلی در سال 1386 به حكم عمید زنجانی رئیس دانشگاه تهران بازنشسته شد. توسلی موافق و مخالف زیاد دارد. اما آنچه همگان در آن اتفاق نظر دارند نقش او در دفاع از علوم اجتماعی در سالهای ابتدایی انقلاب و در بحبوحه انقلاب فرهنگی است كه طی آن عدهای معتقد بودند علوم انسانی روایت آن روزها از زبان كسی كه سرانجام مشمول لطف نظام دانشگاهی شد میبایست جالب باشد. توسلی در پایان روایت تنها این جمله را میگوید كه در ازای تلاشی كه برای احیای علوم اجتماعی كرده است انتظار هیچ پاداشی نداشت اما منتظر چنین عقوبتی هم نبود.
همزمان با انقلاب، وضعیت علوم انسانی هم در دانشگاهها دگرگون شد. در آن زمان شما در دانشگاه بودید؟
به نام فرهنگ،به کام سیاست:مروری بر انقلاب فرهنگی
گفتوگوی بهناز خسروی با مقصود فراستخواه
آقای دكتر! شما علل و زمینههای پیدایش انقلاب فرهنگی در ایران را پس از انقلاب اسلامی، كه بهنظر میرسد با وجود شباهت اسمی با وقایعی مثل انقلاب فرهنگی چین، پدیدهای منحصر بهفرد و از جنس خود بود، چه میدانید؟
بهنظر من، بحث مشهور میان پوپر و ماركوزه دربارهی اصلاح یا انقلاب، همواره و در همهی عرصهها وجود دارد. در واقع هریك از این دو مفهوم، گفتمان خاص خود را داشتهاند كه در دورههای مختلف تقویت یا رد شدهاند. با این بینش میتوان گفت جامعهی ایران در آستانهی سال 1357 و در دورهای پس از آن، بهدلایل مختلف از جمله تركیب گروههای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، همچنین رویكردها و گفتمانهایی كه در بطن جامعه وجود داشت؛ بهكلی در پارادایم انقلاب، فكر و عمل میكرد.
پاسخ محمدعلی نجفی به روایت عبدالکریم سروش از انقلاب فرهنگی
جناب آقاي دكتر سروش در مصاحبه با روزنامه همميهن مطالبي درخصوص انقلاب فرهنگي ابراز نمودهاند كه در جاي خود قابلتوجه و احيانا نقد و تحليل است كه پرداختن به آن به بحثي مستوفي نياز دارد. ايشان در آن مصاحبه كوشيدهاند با اشاره به اسامي برخي شخصيتهاي سياسي و فرهنگي كشور آنها را در جايگاه «مقصر» يا لااقل «شريك جرم» قرار دهند و در مقابل، از آنچه در دوران پيش و پس از انقلاب فرهنگي بر دانشگاهها و دانشگاهيان رفته است تبري جويند.
علاقه و احترامي كه نسبت به آن استاد ارجمند دارم مرا از پاسخگويي به برخي تعريضات فرمايش ايشان بازميدارد، خصوص آنكه به نظر ميرسد «عدهاي» در كميناند تا از اين گفتهها و نوشتهها حداكثر «استفاده» و بهرهبرداري موردنظرشان را برگيرند و خبر برنامه «بيستوسي دقيقه» كانال 2 تلويزيون در همان روز انتشار مصاحبه، نشانه و دلالتي است بر اين امر.