گفت و گو با پروفسور رضا منصوری معاون سابق پژوهشی وزارت علوم
توسعه علمی كشور، مقوله ای پیچیده است و به سهولت اتفاق نمی افتد. تاكنون معیارهای متعددی ارائه شده كه توسعه علمی را سنجش كند كه یكی از آنها تعداد مقالات چاپ شده محققان و استادان در مجلات بین المللی است. در این میان برخی مؤسسات خصوصی مثل مؤسسه اطلاعات علمی ایالات متحده (ISI) به نمایه سازی مقالات ۱۰ هزار مجله بین المللی می پردازد. مطابق آمار این مؤسسه تعداد مقاله های محققان هر كشور و تعداد استنادات و خوداستنادی ها به مقاله ها مشخص می شود، یكی از سیاست های وزارت علوم و معاونت پژوهشی آن در ۶ سال اخیر بشدت بر افزایش تعداد مقاله های بین المللی ایرانیان تأكید داشت. مخالفان و منتقدان این سیاست بر این باورند كه توجه به كمیت،سیاستی كارآمد نیست. در گفت و گو با دكتر رضا منصوری فیزیكدان و عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم جهان سوم كه در سال های ۸۴-۱۳۸۰ معاونت پژوهشی وزارت علوم را به عهده داشت، به علل و عوامل مؤثر بر آن نوع سیاستگذاری توجه شد. منصوری ازمدافعان سرسخت چاپ مقاله در مجلات بین المللی است و مقاله نویسی را تمرین علم می داند.
● آقای دكتر منصوری شما فیزیكدان و از پژوهشگران برجسته كشور هستید. قبل ازاین كه به عنوان معاون پژوهشی وزارت علوم منصوب شوید، تا چه حد با مسائل و مشكلات تحقیق در كشور آشنایی داشتید؟
▪ قبل از این كه من معاون پژوهشی وزارت علوم شوم به مدت ۱۱سال در شورای پژوهش های علمی كشور عضو بودم. اساساً در سال های اول انقلاب بودجه های پژوهشی كشور نامتعادل بود و با ادعاهای انقلاب اسلامی تناسب نداشت. در اوایل دهه ،۱۳۶۰ بودجه پژوهشی كشور درحد ۲ صدم درصد تولید ناخالص ملی بود. من در جلسه ای كه با مهندس میرسلیم مشاور رئیس جمهور وقت در سال ۱۳۶۴ داشتم پیشنهاد دادم كه این بودجه به ۶ صدم درصد تولید ناخالص ملی برسد.
در سال ۱۳۶۹ عضو دوره سوم شورای پژوهش های علمی كشور شدم و ریاست كمیته علوم آن را به عهده گرفتم. در آن زمان كه بعد از زلزله رودبار و منجیل بود، یك نوع پژوهش كاربردی در مورد زلزله انجام دادیم و حاصل آن آئین نامه مقاوم سازی ساختمان ها بود. حركت دومی كه در آنجا انجام شد اولویت سنجی یا اولویت یابی پژوهش كشور بود و طرح های ملی مثل مكان یابی رصدخانه ملی ایران به اجرا درآمد.
● مشكلات عمده پژوهش در آن زمان چه بود؟
▪ یك مشكل عمده این بود كه بودجه های پژوهشی به موقع و درست به دست پژوهشگر نمی رسید و دوم این كه اصلاً درمورد پژوهش، سیاستگذاری نداشتیم. این شورا سعی كرد سیاستگذاری پژوهشی را به یك راه منطقی بكشاند كه با طرح ملی شروع شد. اما درنهایت دكتر حسن حبیبی به عنوان رئیس شورا و معاون اول رئیس جمهور، تصمیم به انحلال شورای پژوهش گرفت.
● به منظور این كه مشخص بشود جایگاه علمی و پژوهشی ایران در سطح بین المللی كجاست، چه اقدام هایی انجام دادید؟
▪ علم سنجی به معنای سنجش علم و فناوری است و ما باید مؤلفه های مختلفی را مورد بررسی قرار می دادیم. وظیفه ما این بود كه فرضاً ۲۰ مورد را بررسی كنیم. اما اگر وزیر علوم و یا رئیس جمهور بخواهد وضع علمی كشور را بسنجد و یا بخواهد مثال بزند باید یك یا دو مؤلفه را بیاورد. معمولاً در این زمینه همه كشورها به تعداد مقاله ها و كیفیت مقاله ها استناد می كنند. اما بعضی ها فكر می كردند كه وزارت علوم بقیه مؤلفه ها را فراموش كرده است. در حالی كه بررسی مؤلفه های متعدد علم سنجی در سطح كارشناسی وزارت علوم انجام می شد.
● ولی انتقاد منتقدان و استادان، عمدتاً متوجه كمیت گرایی است و تأكید صرف بر تعداد مقاله چاپ كردن در مجله های بین المللی را معیار مناسبی نمی دانستند.
▪ وقتی ما از كیفیت مقاله ها هم صحبت می كردیم، فقط جنبه كمی را در نظر نداشته ایم.
● در عمل آنچه در دوران تصدی شما در معاونت پژوهشی رخ داد توجه به كمیت بود و این جنبه خیلی بارز شده بود.
▪ ما به تعداد مقاله ها توجه كردیم ولی از سال دوم، كیفیت مقاله ها را در نظر گرفتیم. ما، در سال اول یعنی ۱۳۸۱ به هر مقاله چاپ شده در مجله های بین المللی ۴۰۰ هزار تومان پول دادیم. اما متوجه شدیم كه پژوهشگران رفتند به سمت چاپ كردن مقاله در مجله های كم اعتبارتر. در مطالعه علم سنجی ما مشخص شد كه ضریب تأثیر مقاله های شیمی یك دفعه پائین آمد. لابد عده ای وقتی كه دیدند آن مبلغ به هر مقاله داده می شود به چاپ آثار خود در مجله های بین المللی كم اعتبار رضایت دادند.
● یعنی استادان و پژوهشگران ما باید از وجدان علمی برخوردار باشند كه به خاطر دریافت كمك های مالی وزارت علوم، مقاله خود را در مجله های كم اهمیت تر چاپ نكنند؟
▪ اصولاً نباید چنین وضعی پیش بیاید ولی از یك جهت این واكنش هم بسیار طبیعی و قابل پیش بینی بود. چون ما داریم از ۵۰ هزار عضو هیأت علمی صحبت می كنیم كه حالا ۵ هزار نفرشان می خواهند مقاله بنویسند. ممكن است ۱۰ یا ۲۰ و یا ۳۰ درصد از آنها مقاله شان را بشكنند و دو مقاله تهیه كنند و یا مقاله شان را راحت تر چاپ كنند. این كارها موجب شد كه كیفیت مقاله ها پائین بیاید.
● وقتی كه می دیدید تعداد مقاله های چاپ شده در مجله های بین المللی در مدت كوتاهی در حد چند سال دارد ۲ برابر می شود و در عین حال از كیفیت آنها كاسته می شود، این افزایش شما را فریب نمی داد؟
▪ ما آگاه بودیم كه چه كار می كنیم. این نخستین گام بود كه ایران با علم نوین دنیا آشنا بشود. در آن زمان از ۵۰ هزار عضو هیأت علمی ما فقط هزار نفر یعنی یك پنجاهم یا ۲ درصد مقاله می نوشتند. اصلاً این وحشتناك است برای كشوری مانند ما. این ۲ درصد در مدت ۳ سال به ۱۰ درصد رسید و در سال آخر یعنی ۱۳۸۴ تعداد ۵ هزار نفر مقاله می نوشتند. این یك تمرین بود كه دانشگاهی های ما شروع كردند. وضع ما مانند مریضی بود كه بخواهد ورزش كند و آرام آرام به سمت سالم شدن حركت كند.
● چرا از همان ابتدا در برنامه تان كنترل های لازم را در نظر نگرفتید كه كیفیت مقاله ها پائین نیاید؟
▪ در سال اول یك مقدار كیفیت مقاله ها پائین آمد. ما قصد داشتیم مجله های كم اعتبار بین المللی را مشخص كنیم و به مقاله هایی كه در آن مجله ها منتشر شود پول ندهیم. اما متوجه شدیم كه این كار می تواند واكنش بدی در جامعه علمی ایجاد كند. در نهایت گفتیم با توجه به ضریب تأثیر مجله ها به هر مقاله از ۵۰ هزار تا یك میلیون تومان پول می دهیم. با این كار پژوهشگران برجسته را شناسایی كردیم كه مثلاً در مجله معتبر «نیچر» مقاله چاپ می كردند و یا خانم استادی در دانشگاه بیرجند در یكی از مجله های بین المللی بسیار معتبر شیمی مقاله چاپ كرده بود و من به هر ۲ نفر گفتم هر مقدار بودجه پژوهشی بخواهید به شما می دهم تا كارتان را ادامه بدهید. البته ما تصمیم گرفتیم از سال ۱۳۸۴ به بعد به مقاله پول ندهیم و در مقابل به گروه های پژوهشی كمك كنیم.
● چند مقاله در معتبرترین مجلات جهان مثل «نیچر» یا «ساینس» چاپ شد؟
▪ تعداد آمار خیلی كم است. در طول ۴۰ سال تعداد ۳ مقاله بیشتر نداشتیم. در ضمن پارسال هم مقاله ای در نیچر چاپ شد كه این خودش ناشی از اثرات آن سیاست ها بود.
● در مجموع مقاله چاپ كردن در مجلات بین المللی می توانست ملاك قابل توجهی برای سنجش سطح پژوهش كشورمان باشد؟
▪ بله، من هنوز اعتقاد دارم كه ملاك خوبی است و هنوز اعتقاد دارم كه كار تشویق كردن باید ادامه پیدا كند. منتهی باید مرتب خودش را تصحیح بكند. ما نیز می خواستیم در سال آخر تشویق مقاله را كنار بگذاریم و گروه ها و مراكز پژوهشی را تشویق كنیم، تجهیزات به آنها بدهیم و یا كاری كنیم كه استاد میهمان از خارج از كشور دعوت كنند و در كنفرانس های بین المللی شركت كنند.
● آقای دكتر منصوری من ضوابط اعطای این نوع كمك های دانشگاه تبریز را چندی پیش مطالعه می كردم. در آنجا آمده بود كه اگر یك محقق در مجلات بین المللی مقاله چاپ كند و اسم دانشگاه را ننویسد پول دریافت نمی كند. اگر واقعاً هدف، ترویج علم است، چرا چنین شرطی باید ذكر شود؟
▪ دانشگاه ها حق دارند. بالاخره یك محقق و استاد از امكانات دانشگاه استفاده می كند و خلاف اخلاق بین المللی است كه اسم دانشگاه نوشته نشود. اما یك كار خیلی بدی دارد اتفاق می افتد كه قابل دفاع نیست. الآن دانشگاه ها دارند تلاش می كنند تعداد مقاله های شان را زیاد كنند كه جزو ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان شوند. این كار خیلی بدی است كه دانشگاه ها می خواهند به هر طریقی تعداد مقاله های شان را بالا ببرند، حتی بعضی دانشگاه ها می خواهند در هم ادغام شوند تا تعداد مقالات شان زیاد بشود.
● شما فیزیكدانی بودید كه معاون پژوهشی وزیر علوم شدید، نسبت به رشته های دیگر چه اقدام هایی انجام دادید و آیا هم رشته ای های شما انتظارات خاصی داشتند؟
▪ یك معاون پژوهشی عاقل باید مصالح كشور را در نظر بگیرد. حرف خیلی بدی كه در مورد من می زنند این است كه می گویند به رشد علوم انسانی كمك نكرده ام. اما كمكی كه من به علوم انسانی و دانشگاه های دور افتاده كشور كردم سابقه نداشت. برای مثال پژوهشكده فلسفه را در پژوهشگاه علوم بنیادی راه اندازی كردم و به دانشگاه ارومیه و دانشگاه شهر كرد كمك كردم تا پژوهشكده هایی را تأسیس كنند.
● چرا این قدر از چاپ مقاله در مجلات بین المللی دفاع می كنید؟
▪ در زمان جنگ، ما در مجموع ۱۲۰ مقاله در مجلات بین المللی چاپ كردیم و عراق و عربستان از ما جلوتر بودند. این نشان می داد كه استادان و پژوهشگران ما، تولید علمی مثل چاپ مقاله و اختراع ندارند. در صورتی كه در دنیا اگر محقق مقاله نداشته باشد به عنوان دانشگاهی تعریف نمی شود ولی عملاً دانشگاه های ما فقط كار آموزشی می كردند. یعنی فرض اولیه تولید علمی، در دانشگاه های ما وجود نداشت. خیلی بدیهی بود وقتی سیاست وزارت علوم شروع بشود یك عده از همكاران ما كه تحت فشار مادی هستند مقاله های بیشتری چاپ بكنند ولی ما از همان سال اول نمی توانستیم سختگیرانه عمل كنیم.
● فرضاً در رشته شیمی فقط ۲۰ درصد ارجاعات به مقاله های ایرانیان توسط استادان و پژوهشگران غیر ایرانی صورت گرفته بود. فكر نمی كنید این وضع، یك ضعف اساسی است؟
▪ قطعاً ضعف است. در رشته شیمی چون تعداد مقاله ها بیشتر بود می شد كار آماری انجام دهیم.
● استناد استادان غیر ایرانی به مقالات ایرانیان نشان از اهمیت مقاله های استادان ایرانی می دهد. وقتی كه این استناد ها به شكل مطلوب رخ نمی دهد، با چه راهكارهایی می توان چنین ضعف هایی را بر طرف ساخت؟
▪ ما به این نتیجه رسیدیم كه علم باید به نیازهای جامعه پاسخ بدهد ولی این جور نیست كه در یك سال، پژوهشگران ما به تمام نیازهای جامعه پاسخ بدهند و یا مقاله های با كیفیت بنویسند. در همان سال اول به یك نیاز پاسخ داده شد و آن نیاز، آموزش بهتر بود. به نظر من استادی كه مقاله می نویسد، بهتر آموزش می دهد. در ضمن ما، در حد ۵۰۰ میلیون تومان بودجه گرفتیم و پاسخ هم گرفتیم. ولی نباید خیال كنیم با این مبلغ می شود بازده اقتصادی زیادی داشته باشیم. من معتقدم برای پیشرفت علمی و اقتصادی كشور به یك مجموعه سیاست نیاز داریم و تشویق مقاله ها یكی از این سیاست ها است. این كم اهمیت ترین و كم هزینه ترین سیاست وزارت علوم بود كه به نوعی استادان و دانشگاهیان ما را در گیر كرد و همه درباره آن بحث می كنند ولی سیاست های پیچیده تر و تأثیر گذار تر هم داشتیم. همه این ها را باید با هم دید.
● چرا بحث چاپ مقاله ها در مجلات بین المللی و آمار نمایه سازی در مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) تا این حد در ایران مورد بحث است؟
▪ برای این كه خیلی ساده تر بود و مرتبط شد با قضیه ارتقای دانشگاهی. دانشگاهیان ما نیز كه عادت كرده اند به مقاله ننوشتن، نگران بودند كه ارتقا پیدا نكنند. بنابراین بحث چاپ مقاله، دغدغه شان شد. اما در مورد ایجاد رابطه صنعت و دانشگاه بحث نمی كنند. به یك معنا اگر كسی ارتباط صنعت و دانشگاه را برقرار نمی كرد، تنبیه نمی شد ولی اگر مقاله نمی نوشت به یك معنا تنبیه می شد و ارتقا پیدا نمی كرد.
● به یك معنا می شود گفت با سیاستی كه شما در پیش گرفتید و الان دانشگاه ها همان را ادامه می دهند كاری كردید كه استادان ایرانی وادار شوند مقاله بنویسند؟
▪ اصلاً معنا ندارد كسی كه استاد دانشگاه است، مقاله ننویسد.
● نمود علمی كار یك استاد باید به صورت كتاب و مقاله منتشر بشود.
▪ یكی از نقدهای منتقدان این است كه در حوزه علوم انسانی و مخصوصاً مرتبط با زبان فارسی، مجلات معتبر بین المللی فراوانی نداریم...
اتفاقاً مجلات زیادی داریم. یك مثال بزنم. من از نزدیك وضع دانشگاه واتیكان را دیدم كه روحانیون مسیحی را تربیت می كند. آن دانشگاه مشترك ۱۸۰۰ مجله حوزه های مختلف علوم انسانی بود. كسانی كه آنجا درس می خوانند آن مجلات را می خوانند و در آن مجلات مقاله چاپ می كنند.
ما سعی كردیم كه انسجامی درچاپ مجلات علوم انسانی ایران به وجود بیاوریم ولی كسی كه سردبیر یك نشریه علمی می شود باید در رشته خودش، آدم موجهی باشد و در و اقع متفكر باشد . یك مجله معتبر علمی باید به صورت منظم چاپ شود و هیأت داوری بین المللی داشته باشد. درحال حاضر در دانشگاه های ما مرسوم است كه سردبیر، نویسنده و داوران خودمان هستیم و مقالات خودمان را چاپ می كنیم تا ارتقای دانشگاهی پیدا كنیم و بعد هم مجله را تعطیل می كنیم . در ضمن به نظر من مقاله یك متفكر كه در یك مجله چاپ می شود به آن مجله اعتبار می دهد ولی در مقابل،مجله خوب هم به آن نویسنده و متفكر اعتبار می دهد.
● پس شما همچنان از چاپ مقاله در مجلات بین المللی معتبر دفاع می كنید؟
▪ دراین شكی نیست. غیرازاین هرز گردیدن یك عده است كه عضو هیأت علمی دانشگاه هستند. من معتقدم كسی كه در مجلات بین المللی مقاله چاپ می كند الزاماً دانشمند نیست. اما درباره كسی كه اصلاً مقاله چاپ نمی كند نمی شود گفت دانشمند هست یا نیست. بالاخره یك متفكر باید فكرش را در سطح بین المللی بروز دهد.
● اگر كسی در مجلات بین المللی مقاله چاپ نكند ولی كتاب به زبان فارسی بنویسد، چه طور؟
▪ اگر كتابی باشد كه انعكاس بین المللی پیدا بكند حرفی نیست. اما اگر چنین كتابی در یك محیط بسته مورد داوری قرار بگیرد، این كتاب نمی تواند در سطح بین المللی تأثیرگذار باشد.
● شما معتقدید كه دانشمندان كشورهای دیگر بهتر است در مورد آثار استادان و پژوهشگران ایرانی نظر بدهند؟
▪ بله؛ ممكن است یك كتاب فلسفی در ایران چاپ شود ولی فقط ۵۰ نفر بتوانند معنای واقعی آن را بفهمند و نقد كنند. اما ممكن است در سطح بین المللی تعداد ۵هزار نفر باشند كه آن كتاب را بتوانند نقد كنند. از كجا معلوم كه حرف این استاد ایرانی جدید است و یا كپی آثار دیگران نیست. حداقل ۱۰درصد از آن ۵هزار نفر بهتر از آن ۵۰ نفر ایرانی منتقد نظر می دهند.
● منتقدان می گویند زبان های مختلفی مثل مجاری جزو زبان هایی است كه مجلات شان در مؤسسات علم سنجی مانند مؤسسات اطلاعات علمی (ISI) نمایه می شود ولی زبان فارسی چنین موقعیتی ندارد...
▪ شرط زبان در نمایه سازی مطرح نیست. الآن چند مجله ما، در آن مؤسسات نمایه سازی می شوند. متأسفانه معمولاً مجلات ما به صورت منظم چاپ نمی شوند و یا اعتبار ندارند. سردبیر هر نشریه باید برود بامسئولان مؤسسات علم سنجی مذاكره كند تا مجله اش در نمایه ها بیاید وگرنه شرط زبان ایجاد محدودیت نمی كند. یكی دیگر از ویژگی های یك مجله بین المللی این است كه هیأت داوران بین المللی داشته باشد.
● ایراد دیگری كه منتقدان وارد می دانند این است كه می گویند چرا باید داده های آماری یك مؤسسه خارجی ملاك ارزیابی پژوهشگران و استادان ایرانی باشد.
▪ آیا ما نمی توانیم شاخص هایی را در نظر بگیریم كه الزاماً بامعیارهای جوامع دیگر، كار خود را پیش نبریم؟
مؤسسات علم سنجی دنیا فقط یك سری آمار و ارقام عرضه می كنند. این ماهستیم كه به این آمارها اعتبار می دهیم و افراد را ارزیابی می كنیم. بنابراین مؤسسات خارجی، دانشمندان ما را ارزیابی نمی كنند. در ضمن ماهركاری بكنیم باز تكرار كار آنها می شود و به نوعی آنها پیشگام هستند.
● درحال حاضر در مجموع حدود ۱۰هزار مجله بین المللی چاپ می شود. در سال ۲۰۰۶ نیز یك استاد شیمی دانشگاه امیركبیر ایران، تعداد ۴۵ مقاله در همین مجلات به چاپ رسانده است. به نظر شما این تعدد مقاله یك سیر طبیعی و عقلایی دارد؟
▪ به این سؤال نمی توان درخلأ جواب داد. البته طبق آمار مؤسسات علم سنجی تاحدی می شود بررسی كرد كه چه تعداد از این مقالات اعتبار دارند. اما بررسی دقیق تر به این نیاز دارد كه متخصصان این رشته بررسی كنند این ۴۵مقاله در كجای علم دنیا قرار می گیرد. ممكن است این مقالات اصلاً ارزش نداشته باشندو یا خیلی مهم باشند.
● اما اگر این مقالات حدوداً ۵ سال قبل چاپ می شد، طبق بودجه های اعطایی دوره شما هر مقاله باید ۴۰۰هزار تومان دریافت می كرد...
▪ با روشی كه ما، در پیش گرفتیم پول هنگفتی نمی شد و مثلاً دومقاله شاید در حد خیلی بالایی ارزیابی می شدند.
● اما مطابق روش سال دوم اهدای كمك مالی دوره شما در وزارت علوم، چاپ هر مقاله حداقل ۵۰ هزارتومان جایزه داشت؟
▪ ما در نهایت به این نتیجه رسیدیم كه به مجلات با ضریب تأثیر یك و پائین تر پول ندهیم. در آن حالت ممكن بود از این۴۰ مقاله، تعداد ۴۰ مقاله حذف می شد اما در مجموع مقاله نوشتن برای مجلات بین المللی، یك نوع تمرین است. مقاله هم حاصل و نتیجه طرح های تحقیقاتی است و باید این تحقیقات در پی حل مسائل جامعه باشند. یعنی كسی كه مسأله پیدا می كند سعی می كند آن را حل كند.
● تعداد مقالات چاپ شده محققان ایرانی در مجلات بین المللی از ۱۱۰ مورد سال ۱۹۸۰ به افزون بر ۶ هزار مقاله در ۷ ماهه اول سال ۲۰۰۷ رسیده است. اما در مطالعه تطبیقی ۵۰ كشور، آمار خود استنادی محققان ایرانی به مقالات خود، بعد از اوكراین در مقام دوم قرار دارد. این تعدد خوداستنادی هم دلیلی بر كیفیت پائین مقالات است.
▪ ما مقالات خوب و با كیفیت بالا هم داریم. به همین دلیل، مدتی است كه صاحبان مقالات برتر را به كنفرانس های بین المللی دعوت می كنند. بعضی از مقالات ایرانیان حدود ۵۰۰ استناد بین المللی هم دارند.
ممكن است برخی محققان به این مقالات استناد كنند و ایده و نظر مطرح شده را رد كنند...
یك وقت هست مقاله غلطی نوشته می شود. اما من منظورم این نوع استناد نیست. وقتی كه امروزه برخی محققان ایرانی را به سمینارهای بین المللی دعوت می كنند معنایش این است كه مقالات آنها از كیفیت بالایی برخوردار است. البته خوداستنادی برای هر شخص و كشوری، علامت منفی است و در مقایسه ما وضع بدی داریم.
اگر این مقالات دارای كیفیت بالایی هستند بالاخره باید یافته های آن به محصول تبدیل شود ولی در حال حاضر صادرات محصولات با تكنولوژی بالا در حد چند درصد است. ما كه صرفاً صنعت نساجی نمی خواهیم؟
زود است كه به آن مرحله برسیم. البته تحولاتی در بخش خودروسازی، الكترونیك و هواپیماسازی ما رخ داده است ولی این ها تكنولوژی متعارف هستند. متأسفانه ما هنوز مفهوم علم مدرن را درك نكرده ایم و دانشگاه های ما مشكلات ساختاری پیچیده ای دارند. برای مثال ما هنوز مفهوم پسادكتری را نتوانسته ایم جا بیندازیم. در حالی كه این یكی از فرآیندهای بسیار مهم در تولید علمی است و دانشگاه های ما از دانشگاه های دیگر یا دانشگاه های خارج از كشور میهمان دعوت نمی كنند. ما اگر ۵۰هزار نفر عضو هیأت علمی داریم حداقل باید ۵۰ هزار نفر استاد میهمان داشته باشیم. این نوع ارتباطات باعث ارتقای سطح تحقیقات ما می شود. ارتباطات بین المللی به این دلیل مهم است كه آثار و مقاله های ایرانیان در اجتماع علمی بین المللی باید مورد نقد و بررسی قرار بگیرد و به تدریج خودمان اجتماع علمی را در داخل به وجود بیاوریم.
● هم اكنون تركیه از نظر تعداد مقاله های چاپ شده در مجلات بین المللی در میان كشورهای اسلامی جایگاه نخست را كسب كرده است. مقاله های علوم انسانی تركیه بیشتر در حوزه روانشناسی و اقتصاد است و در ایران در حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی. آیا اقدام های محققان تركیه می تواند به اقتصاد در حال صنعتی شدن تركیه بیش از گذشته كمك كند؟
▪ قطعاً. این موضوع نشان می دهد كه آنها این نیاز را احساس كرده اند. البته همه رشته های علوم انسانی تركیه در حال رشد هستند. در ایران هم علوم انسانی درحال رشد است ولی نمود بین المللی این رشد را نمی بینیم. اما جالب است بدانید كه در فرهنگستان علوم جهان سوم می خواستیم یك اقتصاددان انتخاب كنیم. بالاخره یك چینی انتخاب شد. اما وقتی زندگی علمی این شخص را بررسی كردیم از خودمان خجالت كشیدیم. ایشان ۸۰ مقاله بین المللی داشت و صاحب ۱۰ كتاب بود كه ۳ جلد آن به ۷ زبان زنده دنیا ترجمه شده بود. ما دیدیم هیچ كس در ایران نداریم كه ۱۰ مقاله بین المللی داشته باشد و یا كتاب هایش به یك زبان دیگر ترجمه شده باشد.
● با توجه به افزایش مقالات بین المللی ایرانیان، آیا كشور ما، در نقشه جغرافیای علمی جهان قرار گرفته است؟
▪ در مجموع ما جایگاه بهتری پیدا كردیم. هم اكنون خیلی از كشورها دارند توجه می كنند در ایران چه اتفاقی افتاده است كه آمار تعداد مقاله ها بالا رفته است. نوع دیگر كیفیت، حضور ایرانیان در كنفرانس های بین المللی و مشاركت در بحث ها است. از این جهت، وضع ما قابل قیاس با گذشته نیست.
● به نظر شما سیاستگذاری خوب در حوزه علم و پژوهش چه الزاماتی دارد كه رعایت این الزامات، كشور ما را در آستانه صنعتی شدن قرار دهد؟
▪ با سیاستگذاری می توانیم هدف خاصی را دنبال كنیم. این هدف می تواند توسعه علمی كشور باشد. برای رسیدن به این هدف باید یك مجموعه سیاست در نظر گرفته شود و پیگیر آن باشیم. به هر حال سیاست تشویق مقاله باید تعطیل شود و گروه های پژوهشی باید مورد حمایت باشند.
ما، در آن زمان تعداد ۱۷ مؤلفه را برای سیاستگذاری مشخص كردیم كه بر پژوهش و تكنولوژی اثرگذار بودند. در هر كدام از این مؤلفه ها نیاز به سیاستگذاری داریم. بعضی از این مؤلفه ها عبارتند از: انجمن های علمی، تعداد مقاله ها، طرح های تحقیقاتی و ارتباطات بین المللی. یعنی باید سیاست هایی داشته باشیم كه تعداد انجمن علمی و مقاله ها را افزایش دهیم و مجلات مان كیفی تر شود و به طور مكرر و به صورت علمی باید سیاست ها را تصحیح و اصلاح كنیم تا توسعه علمی كشور تحقق پیدا كند.
نقل از سایت آفتاب
http://www.aftab.ir/news/2007/oct/28/c7c1193588848_religion_religion_rez...