Image: 

محمد سپهری راد
در فضای ایران كمتر اتفاق می‌افتد كه دانشگاهی بتواند از ابتدا با شهریه‌ای كه از دانشجو اخذ می‌كند،‌ خود را اداره كند. دانشگاه باید سابقه روشنی نزد داوطلبان پیدا كند تا آنها بپذیرند كه هزینه دانشگاه را بپردازند. پس یا باید یك سرمایه‌گذار با امید به منابع آینده هزینه‌های اولیه را بدهد یا از محل درآمدهای عمومی و برای گسترش دانش این كار انجام شود. می‌شود امید داشت كه اگر دانشگاهی به خوبی برنامه‌ریزی كند و میان داوطلبان به حیثیت مناسبی دست یابد بعد از حدود 5 سال از طریق شهریه، خود را اداره كند.
در ایران تمایل برای هزینه در آموزش عالی بسیار بالاست و همین عامل می‌تواند كلید توسعه و رونق دانشگاه‌ها باشد.كشورهای نزدیك ایران با درك این موضوع از این فرصت استفاده كرده و دانشجویان بالقوه را به سمت خود جذب می‌كنند. در داخل كشور اما موانع متعددی، ظرفیت جذب دانشجو را پایین آورده است. به ناچار در سال‌های اولیه یا از محل سرمایه‌گذاری افراد علاقه‌مند و یا از طریق استفاده از منابع عمومی باید برای راه‌اندازی دانشگاه اقدام شود، سرمایه‌گذاری در دانشگاه حجم بسیار بالایی طلب می‌كند. قاعدتا باید كسی پیدا شود كه سرمایه‌ای هنگفت را با نیت خیر در دانشگاه هزینه كند. هزینه كردن در دانشگاه از حد كارایی رایج عام‌المنفعه كه با نیت خیر صورت می‌گیرد، بسیار بالاتر است. قاعدتا سرمایه‌گذار هم با دید انتقادی وارد می‌شود تا بتواند هزینه‌ها را از طریق درآمدهای بعدی جبران كند. این درآمدها شامل شهریه و گرفتن پروژه‌ از بخش‌های اقتصادی است. در ایران كمتر اتفاق افتاده دانشگاهی با هزینه‌های شخصی راه‌اندازی شود. شاید الگوی مناسب برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و همراهی دولت در راه‌اندازی واحد آموزشی، مدارس غیرانتفاعی باشد. دولت كمك می‌كند مدرسه غیرانتفاعی راه بیفتد و بعد صاحبان مدرسه با درآمد مدرسه، آن را اداره كنند. این الگو می‌تواند در توسعه دانشگاه‌های مستقل به اجرا درآید.

در هیچ كشوری دولت نمی‌تواند پای خود را از تامین هزینه‌های آموزش عالی بیرون بكشد. درمقابل راه‌حل‌هایی وجود دارد كه بار مالی دانشگاه‌ها تا حد زیادی از دوش دولت برداشته شود. هر چقدر دانشگاه‌ها در خدمت سایر بخش‌ها قرار گیرند، امكان درآمدزایی بیشتر پیدا می‌كنند. وظیفه رسیدن دانشگاه به مرزهای علمی، وظیفه دولت است. اما وظیفه تربیت نیروی كار می‌تواند توامان از سوی دولت و دانشگاه صورت گیرد. پس در بسیاری از رشته‌ها امكان تامین هزینه‌ها وجود دارد.
در ایران در حال حاضر دانشگاه‌های دولتی برای دانشجو هزینه‌ای ندارد و تقاضا برای ورود به دانشگاه دولتی به همین دلیل زیاد است. ناچار تمام دانشگاه‌های پولی نسبت به دانشگاه‌های دولتی در مقام دوم قرار می‌گیرند و اولویت دانشجو برای انتخاب، دانشگاه دولتی است. حال آنكه هر دو دانشگاه اعم از رایگان و پولی، یك كاركرد و هدف توسعه‌ای دارند.
اگر دانشگاه‌هایی با كاركرد متفاوت و امكان ارائه شغل‌های بهتر بعد از اشتغال وجود داشته باشد، با وجود دریافت شهریه بالاتر در اولویت اول داوطلبان قرار می‌گیرند. اما در ایران تفاوت این چنینی میان دانشگاه دولتی و غیر دولتی وجود ندارد.
همین موضوع موجب شده دانشگاه غیردولتی به دانشگاه دسته دوم بدل شود. در كشورهای پیشرفته دانشگاه‌ها بسیار گرانی وجود دارد كه به دلیل ترسیم افق روشن آینده بویژه امكان فراهم كردن اشتغال بعد تحصیل، مورد توجه داوطلبان قرار دارند. به گونه‌ای كه با وجود اخذ شهریه‌های بسیار گران، دانشجویان این دانشگاه‌ها را به دانشگاه‌های ارزان‌تر یا حتی رایگان ترجیح می‌دهند. اگر دانشگاهی بتواند از طریق ثبت اختراعات بیشتر و هماهنگی با صنعت و ایجاد اشتغال در حین تحصیل، برای خود و دانشجو درآمدزایی كند، ناخودآگاه به هدف اول داوطلبان ورود به دانشگاه تبدیل می‌شود. د ر این قبیل دانشگاه‌ها ، دانشجو با كاركردن در خود دانشگاه و فعال شدن در پروژه‌های مشترك دانشگاه و صنعت، اولا می‌تواند هزینه‌های دانشگاه و تحصیل خود را بپردازد، ثانیا آینده كاری بهتری را برای خود رقم می‌زند.

متاسفانه در ایران اخذ شهریه از سوی دانشگاه‌ها تنها به دلیل نگرفتن بودجه از دولت است و عملا اختلافی میان دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی وجود ندارد. مگر آنكه امكانات دانشگاه های غیردولتی كمتر است. گرچه در دانشگاه‌های غیر دولتی هم بسته به توانایی فردی دانشجو، فارغ‌التحصیل درخشان وجود دارد، اما عموما كیفیت نسبی دانشگاه‌های دولتی بهتر از سایر دانشگاه‌هاست. این در حالی است كه سطح كیفی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های دولتی هم با یكدیگر بسیار متفاوت است.

مشكلات دانشگاه‌های كوچك
كماكان دانشگاه‌های قدیمی‌تر امكانات بیشتری برای جلب امكانات دولتی دارند و هزینه‌هایی كه برای دانشجو می‌كنند هم بازدهی بیشتری دارد. از این رو نمی‌توان با صراحت گفت بودجه یكسان در دو دانشگاه متفاوت دولتی به كیفیت مشابهی بدل می‌شود. سابقه و كیفیت مدیریت دانشگاه‌ها در چگونگی و كیفیت تربیت دانشجو بسیار موثر و سازنده است. همچنین دانشگاه‌ها به دو ركن استاد و دانشجو وابسته است. جدای از امكانات كتابخانه‌ای و آزمایشگاهی وجود استادان با انگیزه و فعال در امور پژوهشی، در بازدهی تحصیلی بسیار سازنده هستند. وجود چنین استادانی در دانشگاه های بزرگ از عوامل كلیدی بازدهی دانشگاه‌ها بوده است. از سوی دیگر، شهرت استادان و كیفیت تحصیل موجب می‌شود دانشجویان مستعدتر وارد دانشگاه‌های باسابقه شوند. پس دو ركن استاد و دانشجو در این دانشگاه‌ها از قوت بیشتری برخوردارند. تركیب این دو سبب می‌شود دانشگاه‌ در گرفتن پروژه‌ها از بخش‌های اقتصادی و اجتماعی موفق‌تر باشد و درآمدزایی دانشگاه هم بالا می‌رود. در دنیا برای كاهش این اختلاف سعی شده است در دانشگاه‌های كوچك شرایط جانبی بهتری برای استادان فراهم شود تا در جذب و نگه داشتن آنها دچار مشكل نشوند. اما در ایران به دلیل نبود خدمات جانبی مناسب، مرتب استادان میل به رفتن به دانشگاه‌های بزرگ دارند و دانشگاه‌های كوچك در حفظ هیئت علمی قدرتمند دچار مشكل هستند. پس در این دانشگاه‌ها ماندگاری نیرو وانباشت تجربه كمتر اتفاق می‌افتد.

دولتی بودن مانع ارتباط صنعت و دانشگاه
یكی از راه‌های اصلی بقای دانشگاه بهبود علمی آن، تطابق آن با نیازهای واقعی جامعه و توانایی بیشتر در جلب دانشجو، ‌فعالیت مشترك دانشگاه با بخش‌های واقعی اقتصادی و اجتماعی است. در ایران دانشگاه‌های محدودی در این زمینه موفق بودند. این دانشگاه‌ها به دلیل ارتباط بیشتر با صنعت،‌ در میان صنوف مختلف به تربیت دانشجوی ماهر و با معلومات كافی هم شهرت یافته‌اند. در مورد اكثر دانشگاه‌ها اما چنین رابطه‌ای وجود ندارد. دلیل اصلی برقرار نشدن ارتباط دانشگاه با اقتصاد و اجتماع،‌ سرعت بسیار زیاد گسترش دانشگاه‌ها بوده است. از سوی دیگر، بخش صنعت و خدمات به دلیل اقتصاد دولتی، كمتر نیاز به كارآمدی اقتصادی داشته است. بنگاه‌هایی كه از كارآمدی اقتصادی و رقابت مصون بودند، نیازی به حل مشكلات خود از طریق جذب تخصص‌های متفاوت نداشتند. این عامل هم سبب شد گسست میان دانشگاه و جامعه كمتر شود. طبیعی است كه هر چقدر اقتصاد غیردولتی شود و بنگاه‌ها توان رقابتی خود را بالا ببرند، نیاز به دانش آموختگان بیشتر می‌شود. در دوران جنگ در مواردی ارتباط دانشگاه و صنعت به خوبی حاصل شد اما در كل بخش‌های اقتصادی چنین نبود. امید می‌رود با كم شدن وزن اقتصاد دولتی در كل اقتصاد كشور و توجه دانشگاه به نیاز واقعی بخش‌های اقتصادی، رابطه میان این دو تقویت شود.
درعین حال دولت باید به گونه‌ای برای دانشگاه‌ها هدفگذاری كند كه بخشی از نیاز خود را از طریق ارتباط با صنعت تامین كند.
هرگاه سخن به شهریه دانشگاه‌ها می‌رسد، بلافاصله گروهی از لزوم پرداخت هزینه‌ها توسط دولت و سنگین بودن شهریه‌ها سخن می‌رانند. اساسا این سوال مطرح می‌شود كه چرا آموزش عالی باید رایگان باشد. منابع دولت محدود است و هزینه‌های آموزش عالی روز به روز فزونی می‌یابد. قطعا خروج از بودجه دولتی اولا به استقلال دانشگاه كمك می‌كند و ثانیا دانشگاه را به سمت انطباق بیشتر با اقتصاد سوق می‌دهد. در این صورت امكان اشتغال دانش‌آموختگان بیشتر می‌شود و از ابتدا دانشجو می‌داند برای چه هدفی تربیت می‌شود. اگر دانشجو با تحصیل در دانشگاه قابلیت پیدا می‌كند كه برای كسب آن از منابع عمومی استفاده كرده، چرا نباید پس از اشتغال هزینه تحصیل خود را بازگرداند؟ دادن شهریه به معنای پرداخت در زمان دانشجویی نیست. بلكه دانشجویان پس از فراغت از تحصیل می‌توانند هزینه‌ها را بازگردانند. نباید آموزش عمومی را با آموزش عالی خلط كرد. آموزش عمومی مانند هوا برای همه ضروری است. اما آموزش عالی باید در انطباق با شرایط روز و به میزان نیاز و بسته به استعداد و قابلیت افراد ارائه شود. آموزش عالی رایگان در بسیاری از موارد هدف تحصیل را به فراموشی می‌سپارد و دانشجو صرف رایگان بودن وارد دانشگاه می‌شود. شاهد این ادعا، بی ارتباط بودن دانش‌آموخته شده در برخی رشته‌ها نسبت به نیاز آن رشته در فضای واقعی اقتصادی است. بهتر است از منابع دولتی در راستای نزدیك كردن دانشگاه با اقتصاد هزینه شود تا تربیت نیروهایی در فضای ایزوله و بدون توجه به نیاز كشور.

ماهنامه صنعت و توسعه،سال اول شماره دوازدهم مهر 1386