چرا گسست؟
سيد احمد معتمدي
امروزه ارتباط صنعت و دانشگاه موضوع حل شدهای برای همه كشورها اعم از صنعتی و یا نیمه صنعتی نیست. زیرا هنوز راههای بسیاری برای ارتباط این دو نهاد وجود دارد كه اهداف را دست یافتنیتر میكند. از این رو، حكومتها به فراخور، این موضوع را مد نظر قرار داده و ار جهات مختلف بدان توجه داشتهاند تا از راه آموزش به تولید فنآوری دست پیدا كنند. چرا كه هدف از سرمایهگذاری در آموزش ارتقای دانش عمومی جامعه و رفع نیازهای كشور است. اگر چه در بعد اول هدف اصلی علوم انسانی است اما هدف، غایی رفع نیازهای اساسی كشور خواهد بود كه باید مورد توجه قرار گیردو برآورد كردن آن هدف همواره، از دید برنامهریزان كشور ما دور نمانده است،
اما بحث مهمی كه ارتباط این دو مقو له یعنی آموزش و تولید را به چالش میكشاند، افراط در شیوههایی است كه خارج از چارچوب نیازهای كشور مطرح میشود. گروهی بر این باورند كه سیستم آموزشی كشور به دلیل آنكه نیروی انسانی را در چارچوب نیاز كشور تربیت نمیكند و درنهایت جذب بازار كار نمیشود موجب گسست ارتباط صنعت با دانشگاه شده است و به همین دلیل لازم است بازنگری در سیستم آموزشی كشور صورت بگیرد، در حالی كه در عمل آموزش عالی لازمه یك جامعه پویا و فعال است. اگر به عنوان مثال یك خانم خانهدار دارای مدرك كارشناسی باشد، طبعا در زمینه تربیت فرزندان یا اداره منزل كارایی بهتری خواهد داشت.
از سوی دیگر، انتقادی كه در رابطه با رفع نیازهای كشور نیز مطرح میشود، موضو ع بسیارمهمی است. برقراری ارتباط بین سیستم آموزشی و نیازهای كشور در كشورهایی كه شرایطی مشابه ما دارند، امری حیاتی و ضروری است. اما چگونه این هدف تحصیل میشود؟ پاسخ آن را باید در بررسی نظامهای آموزشی جستوجو كرد. اصولا نظامهای آموزشی در دنیا تفاوت بسیار زیادی باهم دارند. بررسی تمام نظامهای آموزشی دنیا نشان میدهد كه هدف مشترك همه آنها به دست آوردن فنآوری است. «علوم» نیز به فراخور نظام آموزشی پیش میروند. اگر در صنعت نفت یا مخابرات فنآوری جدید یا علوم نوینی كشف و به كار گرفته میشود، این نظام آموزشی و دانشگاهها هستند كه باید آن علم را فرا بگیرند و سیستم آموزشی را به روز كنند.
نظام آموزشی ایران جدای از سیستم دنیا نیست. بررسی وضعیت این سیستم نشان میدهد كه دانشگاههای كشور به سوی انطباق ترتیب دانشجو بر اساس نیازهای كشور حركتهای مثبتی انجام دادهاند. اگر چه در برخی از سطوح همچون مقطع كارشناسی هنوز نیازمند تغییرات بسیاری منطبق با علوم روز هستیم اما در مقاطع بالاتر یعنی كارشناسی ارشد و دكترا تا حدود زیادی این عقبافتادگی جبران شده است. به طوری كه دانشجویانی كه در مقاطع عالی از دانشگاههای ما فارغالتحصیل میشوند، به سرعت جذب بازار كار داخلی و خارجی شدهاند و مشكل مقطع كارشناسی در این رابطه جبران شده است. هر چند در سالهای اخیر اختیاراتی به دانشگاهها برای تطبیق مقطع كارشناسی با دورههای عالی و علوم روز داده شده اما به نظر میرسد این اختیارات نیازمند اراده بیشتری است تا استادان و دانشگاهها بهتر بتوانند با علوم روز و نیازهای كشور پیش بروند.
جای خالی تحقیق و توسعه
یكی از موضوعات مهمی كه در رابطه با سیستم آموزشی كشور مطرح میشود، طراحی یك سیستم واحد است. نظراتی مطرح است مبنی بر اینكه سیستم آموزشی كشور از سیستمهای رایج در كشور صنعتی پیروی نمیكند. اگر چه می توان با مطالعه از این سیستمها ایده گرفت و سپس آن را با توجه به نیازهای كشور بومیسازی كرد، اما شیوه كپی سازی اصولا روش نادرستی است. چه اینكه هر كشور با مطالعه نیازهای خود چه در زمینه صنعت و یا حتی جنس نیروی انسانی خود اقدام به هدفگذاری در زمینه تولید میكند و لزوما كپیبرداری راهحل درستی نیست.
از سوی دیگر سیستم آموزشی كشور نشان میدهد كه در حال حاضر وضعیت مطلوبی در دانشگاههای ما حكمفرماست. اگر مشكلی به لحاظ ارتباط دانشگاه و صنعت كشور وجود دارد باید مشكلات را در بخش صنعت جستو جو كرد. به طوری كه در حال حاضر گسست قابل توجهی بین بخش آموزش و صنعت كشور وجود دارد. دانشگاههای كشور در جریان پروژههای صنعتی و نیازهایی كه در این رابطه وجود دارد قرار نمیگیرند. در حالی كه ارائه فرصتهای مطالعاتی در این بخش برای استادان و دانشجویان میتواند آنها را با مشكلات تولید و صنعت كشور آشنا كند. استادان دانشگاه به دلیل ارتباطی كه با مراكز علمی دنیا دارند، میتوانند ادعا كنند كه با علوم روز دنیا ارتباط ارگانیك دارند و در مرزهای دانش حركت میكنند. نشانه این مدعا تربیت دانشجویانی است كه پس از فارغالتحصیلی به سرعت جذب مراكز علمی و بازار كار خارجی میشوند. این مسئله نشان میدهد كه وضعیت علمی دانشگاههای كشور مطلوب است. اما چرا ارتباط بین بخش صنعت و تولید كشو ربا دانشگاههای ما برقرار نمیشود؟
مسلما دانشجویی كه از دانشگاه دانش آموخته میشود در همه جای دنیا نمیتواند بلافاصله مشكل صنعت را برطرف كند. بنابراین، این توقع نادرست و انتظار زیادی است كه گمان كنیم این مسئله مانع حل مشكلات صنعت شده است. دانشگاهها دروس پایه را به دانشجو میآموزند، ضمن اینكه تنوع در صنعت بسیار زیاد است و نمیتوان تمام مسائل را در دانشگاهها مطرح كرد. برای حل این مشكل در برخی از سیستمهای آموزشی دنیا روشهای خاصی را به كار میگیرند. به عنوان مثال در آمریكا، سیستم آموزشی در مقطع كارشناسی بر روی صنعت كار نمیكند. بلكه صنایع آنها فارغالتحصیل را در بدو ورود تحت آموزشهای خاص قرار میدهد تا نیروی انسانی را بر نیازهای خود منطبق سازند. این دورهها گاهی شش ماه تا یك سال به طول میانجامد.
شیوه دیگر در كشورهایی چون آلمان و برخی از كشورهای اروپایی رایج است. سیستم آموزشی این كشورها به گونهای است كه كارشناسی ارشد پیوسته در رشتههای صنعتی به دانشجو اعطا میشود. آنها معتقدند كه با مقطع كارشناسی نمیتوان نیروی كارآمد تربیت كرد لذا در دوره پیوسته (به خصوص در سالهای آخر) كاربردیتر دانشجو را تربیت میكنند. دانشجو در طول تحصیل، كار در صنایع آزمایشگاهی را میآموزد. برخی از كشورها كه سیستم آموزشی افراطی تری در این رابطه دارند، كار طراحی بسیاری از پروژههای صنعتی را در دانشگاه انجام میدهند. مثلا صنایع فضایی یا نیروگاهدر دانشگاه آموزش داده میشود. بنابراین، سیستمهای آموزشی دنیا در این رابطه با یكدیگر متفاوت هستند.
یكی از مسائل بسیار مهمی كه امروزه در صنعت كشور مطرح است شبكههای صنعتی و كاربرد آنها در الكترونیك ورایانههاست. امروزه شبكههای تجاری چون اینترنت وارد صنعت شده و استانداردهای صنعتی این ایدهها تطبیق داده میشود. بحث Wireless یا Wirmax از جمله آنهاست. اما متاسفانه صنایع كشور ما هنوز نتوانستهاند این استانداردها را پیاده كنند در حالی كه امروز در تمام دنیا و مراكز علمی روی این مباحث كار ویژه انجام میدهند. مطمئنا چند سال دیگر نتیجه این اقدامات در صنعت فراگیر میشود. این موضو ع نشان میدهد كه ارتباط صنعت كشور با مراكز آموزشی ما برقرار نیست. امروز این مباحث در دانشگاههای ما تدریس میشود در حالی كه صنایع مابا كاربرد این استانداردها فاصله زیادی دارند. دلیل این نداشتن ارتباط، این است كه اصولا صنعت ما فنآوری محور نیست.صنایع ایران ساختار مونتاژی و سخت افزاری دارند. به ندرت صنعتی را میتوانید بیابید كه صاحب دانش فنی در تولید یك كالا باشد . فنآوری اكثر صنایع كشور وارداتی است. فنآوری ردههای مختلفی دارد كه نازلترین آن صنعت مونتاژ است. خاصیت صنعت ایران بر روی صنعت مونتاژ متمركز شده است.
از 50 سال پیش كه صنعت مونتاژ وارد كشور شده تا به امروز در این بخش تحول اساسی در زمینه تولید فنآوری صورت نگرفته است. در گذشته و در شرایطی كه كشور ما صنعتی نبود، شیوه مونتاژ ارزش افزوده 30 درصدی را برای كشور به ارمغان میآورد. اما امروزه صنایع دنیا به سوی سیستم نرمافزاری كه همانا تولید فنآوری است حركت كرده است. نرمافزارها شامل ایده طراحی و سپس تولید فنآوری است كه مهمترین بخش آن را دانش تشكیل میدهد. 5 سال پیش شرایط به گونهای بود كه دانش فنی یعنی نرمافزار و سخت افزار در اختیار سازنده باقی میماند. اما امروز میبینیم كه به راحتی نرمافزار به سایر كشورها قابل انتقال است زیرا دانش فنی كه همان بخش نرم افزاری است در اختیار سازنده قرار میگیرد و تحت نظارت طراح اصلی قطعات سختافزاری در سایر كشورها ساخته میشود(تجربه چین).
ساختار معیوب صنعت كشور خود، را بی نیاز از تحقیق و پژوهش دانشگاهها میبیند و بر صنعت مونتاژ تكیه میكند. در حالی كه دیگر امروز حتی صنعت مونتاژ ارزش افزوده 30 درصد گذشته را ندارد. نمونه بارز آن مونتاژ گوشی تلفن همراه است. اگر یك دستگاه گوشی تلفن همراه را بررسی كنید بجز IC و چند بردار چیز دیگری در آن نمییابید كه از مونتاژ آن بتوانید ارزش افزوده به دست آورید تا نفعی برای كشور داشته باشد. در مونتاژ گوشی تلفن همراه چه نیازی به تحقیقات و دانشگاهها وجود دارد در حالی كه دانش فنی در اختیار سازنده قرار دارد؟ در واقع سود اصلی این مونتاژ به سازنده اصلی آن كه بازار ما را در اختیار قرار میدهد، اختصاص مییابد.
از سوی دیگر، دانش فنی به سادگی حاصل نمیشود. نیاز به سرمایهگذاری بالا ، ریسك و زمان كافی دارد تا در این شرایط دانش فنی تبدیل به یك نام تجاری (برند) شود. تجربه شركتهای كرهای كه با مراكز تحقیقات قوی صاحب برند شدند، میتواند مثال روشنی بر این مدعا باشد. با این خصوصیات، چند شركت را در داخل میتوانید مثال بزنید كه از این شیوه پیروی كرده اند و صاحب برند شدهاند؟ اگر هم بتوانید مثال بزنید قطعا انگشت شمار هستند كه در مقیاس جهانی قادر به رقابت با شركتهای بزرگ نیستند. اگر چه در این میان نمیتوان ادعا كرد كه دانشگاههای كشور در این مسیر بدون خطا و اشكال هستند اما سهم قصور دانشگاه و مراكز تحقیقاتی ما شاید 20 درصد از كل موانع موجود باشد. نگارنده بیش از 31 پروژه تحقیقاتی كه مستقیما وارد خط تولید شدهاند به بخش صنعت ارائه كرده است. اگر چه بخشی از این تحقیقات به دلیل شرایط جنگی انجام شد اما امروز حتی دیگر این ارتباط وجود ندارد و محققان ما با مراكز تولید ارتباط ندارند.
گسست ارتباط صنعت و دانشگاه
چندین دلیل میتوان برای گسست بین تحقیق و صنعت عنوان كرد. نخست آنكه اگر صنعتی بخواهد به دانش برسد باید پیش از هر اقدامی سرمایهگذاری كند. در چنین شرایطی وقتی فراخوان اعلام میشود، همه دانشگاهها خود را ملزم میبینند تا خود را با شرایط اعلام شده هماهنگ كنند. حتی اگر لازم باشد برای كسب دانش فنی مورد نظر دوره مطالعاتی طی كنند و علوم لازم را كسب كنند. در حالی كه این نیاز هرگز در كشور ما احساس نشده است. یعنی هنوز نقش تحقیق در صنایع ما مشخص نیست. صنعت ما توقع دارد طرحی كه سفارش میدهد مستقیم وارد خط تولید شود، درحالی كه این تقاضا در هیچ جای دنیا و در هیچ نظام آموزشی مورد پذیرش نیست. بجز سیستم روسیه كه یك نظام خاص و منطبق بر نظام كمونیستی است، چنین شیوهای عملا امكان پذیر نیست. بدیهی است كه امروز آنها نیز به این جمعبندی رسیدهاند كه دیگر این شیوه تداوم پذیر نیست.
پروژهای كه به دانشگاه سفارش داده میشود حداكثر در مقطع نیمه صنعتی تحویل داده میشود زیرا تحقیقات 30 درصد یك پروژه است. نتیجه كار تا مرحله صنعتی شدن فاصله زیادی وجود دارد. از سوی دیگر، صنعت كشور در چنین شرایطی مدعی میشود كه هزینه انجام داده و درنتیجه آن طرح نیمه صنعتی تحویل گرفته است كه قابلیت پیاده شدن در خط تولید را ندارد.
در بسیاری از كشو رهای صنعتی دنیا فاصله بین طرح نیمه صنعتی تا ورود به خط تولید را مركز تحقیق و توسعه(R&D ) پر میكنند. این مراكز مثل كشور آمریكا در خود صنعت قرار دارد. كار تحقیقاتی را به همراه استاد و دانشجویی پس از تكمیل شدن روانه خط تولید میكنند. نتیجه اجرای این شیوه به دست آوردن دانش فنی است زیرا دانش فنی مكتوبات فنآوری است كه به صنعت نیاز دارد. (مدل CRIC در هند و یا CNRS در فرانسه).
مشابه این شیوه در سالهای گذشته در كشور ما اجرا شد. سازمان پژوهشها كه یكی از معاونتهای وزارت علوم و آموزش عالی (سابق) بود از سال 63 علاوه بر قانون،بودجه نیمه صنعتی را برای پوشش فاصله بین دانشگاهها و مراكز صنعتی در اختیار گرفت. اما پس از تاسیس وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری عملا كار این مركز متوقف شده است. سازمان پژوهشها امروز تبدیل به مركز تحقیقات شده كه نقش تولید فنآوری ندارد. تغییر وزارت علو م به اعتبار سازمان پژوهشها صورت گرفت. وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری در شرایط كنونی چارهای ندارد جز اینكه مراكز R&D ها را تشكیل دهد. این مدل از مطالعه 70 سیستم آموزشی در دنیا انتخاب شد و پس از بررسی ویژگیها صنعت و آموزش كشور، به صورت قانون درآمد.
موضوع دیگر در گسست پیوند بین دانشگاه و صنعت، نبود پیوند بین زنجیره تحقیق تاتولید است. در زنجیره علوم بنیادی، تحقیقات كاربردی، تحقیقات توسعهای و سپس صنعت قرار میگیرد. این زنجیره در كشور ما مدل مناسبی ندارد. لازم است برنامهریزان و سیاستگذاران كشور برای این زنجیره مدل مناسبی را طراحی كنند زیرا در این شیوه فنآوری تولید میشود.
مشكل دیگر در رابطه با این گسست در زمینه مدل توسعه صنعتی مطرح میشود. تا زمانی كه برای صنعتی شدن كشور مدل توسعه مشخصی طراحی نشود، نمیتوان انتظار بیشتری از وضعیت كنونی داشت. متاسفانه هر زمان در رابطه با توسعه صنعتی بحث صورت میگیرد، مشكل بودجه مطرح میشود در حالی كه سرمایهگذاری تمام اهداف نیست.
در دولت دوم جناب آقای خاتمی، هدف راهبردی صنعت در دولت به تصویب رسید. به اعتقاد نگارنده پیروی و اجرای این صنعت میتواند كشور را در رسیدن به مدل توسعه صنعتی مورد نیاز یاری دهد. قطعا این استراتژی در بلند مدت به بار خواهد نشست.
نكته دیگری كه در رابطه با توسعه صنعتی مطرح میشود، بستن درها به روی واردات كالاهاست. این روش هم تجربهای شكست خورده است اگر چه در برخی از مواقع میتواند محركی در زمینه رسیدن به دانش فنی باشد اما همیشه نمیتواند پاسخ مثبت دربر داشته باشد. مهمترین نتیجه منفی این شیوه عقب گرد در حوزه فنآوری است زیراممكن است فاصله كشور را با علم روز دنیا افزایش دهد، از سوی دیگر این تفكر بسیار غلط است كه گروهی فكر كنند هر تولیدی به نفع كشوراست. تجربه نشان داده كشورهایی موفق بودهاند كه سیاستهای آنها به سوی ارزش افزوده حركت كرده باشد. تجربه كشور چین در این رابطه میتواند بهترین مصداق باشد. حل تمام مشكلات یادشده و پر كردن فاصله آموزش تا صنعت به نقش دولت باز میگردد. ساختار دولتی در كشور ما به گونهای است كه نتوانسته مشكلات را ریشهای حل كند.
در جایی كه دولت خود صنعتگر است، دیگر جایی برای تلاش باقی نمیماند. اغلب صنایع كشور ریشه در دولت دارند. در صورت تغییر نگاه دولت از تصدیگری به سیاستگذاری و از سختافزار به نرمافزار است كه اهداف ما را محقق خواهد ساخت.
ماخذ: ماهنامه صنعت و توسعه،سال اول شماره دوازدهم مهر 1386
http://www.id-ir.com/Default.asp?URL=http://www.id-ir.com/Magazine/Archi...