Image: 

سیاوش محمدی

پس از اعلام نتایج كنكور سال جاری و شوك ای كه به داوطلبان و خانواده هاشان وارد شد فعالان حوزه های مختلف به موضع گیری در برابر طرح بومی گزینی پرداختند با این حال این طرح نه تنها از دستور مجلس خارج نشد بلكه 37 نماینده خواستار بومی گزینی دختران در محل سكونتشان شدند . در واكنش به این موضوعف نشستی در دفتر سازمان دانش اموختگان ایران اسلامی برگزار شد که در آن جلسه شادی صدر، الهه كولایی و فاطمه صادقی به طرح مسائل مختلف و تبیین دیدگاه ها و راهكار های خود در مورد این موضوع پرداختند.

شادی صدر سخنران ابتدای جلسه با اشاره آیین نامه ی بومی گزینی مصوب سال 69 شورای عالی انقلاب فرهنگی كه در آن ذكر شده افراد در خارج از محل سكونتشان شانس كمتری برای ورود به دانشگاه دارند . سپس با اشاره به دختری روستایی كه با رتبه ی 200 تجربی در هیچ دانشگاهی قبول نشد نتیجه گرفت قربانیان بومی سازی باعث بازتولید فقر در سطح مناطق محروم در شهرستان ها می شوند. وی در انتقاد به بومی گزینی بیان كرد :"مگر چه آسیب های اجتماعی فرهنگی و اقتصادی برای دخترانی كه خارج از محل سكونت خود درس می خوانند وجود دارد ؟" و برداشت خود را از امضای 37 نماینده در مورد بومی گزینی دختران بدون داشتن توجیه مشخص آن را پروژه ای بنیاد گرایانه دانست. وی در ادامه در توضیح بنیاد گرایی به دو ویژگی مهم برای بنیادگرایی برشمرد كه اولین آن استفاده گزینشی از بستر های تاریخی و تحمیل الگوی واحد برای همگان ؛ و ویژگی دیگر را مسئله ی هویت سازی براساس مرز کشیدن بین خود و دیگری دانست و گفت: "دیگری" می تواند جهان غرب باشد و یا یك تصویر اغراق شده از فمینیسم.
وی افزود: بنیادگرا ها با استفاده از بستر تاریخی مردسالاری، ترسیم مرزهایش را با كنترل بدن زن و ذهن زن شروع می كنند مانند انقلاب 57 كه هنوز قانون اساسی تصویب نشده حكم اجباری شدن حجاب در اماكن دولتی صادر شد."

او سپس به برشمردن دلایل گزینش بومی دختران از نگاه بنیاد گرایان پرداخت:" دختران در مهاجرت از كنترل خانواده خارج می شوند و چون خانواده سلول ابتدایی جوامع بنیاد گرا را تشكیل می دهد در واقع از كنترل دولت خارج می شوند و نظم مستقر موجود را تهدید می كنند. تبعیض مبتنی بر بومی سازی از طرفی به بنیاد گراها مشروعیت می بخشد و از طرف دیگر این مسئله ی كنترل زنان را در همه ی سطوح توسعه می دهد" ؛ و در پایان سخنرانی خود مفاهیم "بومی" بودن و "محل سكونت" را جدا كردن انسان ها بر اساس ویژگی هایی غیر اكتسابی مانند نژاد، پیشینه خانوادگی، قوم، مذهب، طبقه و... و مرجح دانستن یک قوم، نژاد، مذهب، طبقه و... بر بقیه معنا كرد.

پس از او الهه كولایی با تاكید بر لزوم برخورد حقوقی و قانونی برای حل این مسئله ابراز داشت كه این نوع برخورد حاصل چندین دهه نگاه ابزاری به زن می باشد . و دیگر در اینجا مسئله ی حقوق انسانی منتفی می شود و جای خود را به نوعی نگاه قبیله ای می دهد. وی سپس با ذكر مثال تغییر نام مركز زنان و جامعه به مركز زنان و خانواده جمله ی جنس زن ناموس جامعه است علی جنتی در خطبه ی نماز جمعه را مصداق اراده ی دولت در راندن زنان به حوزه ی خصوصی دانست ؛"یعنی زن فقط باید بچع تولید كند" و در كل نقش های محدودی را برای او در نظر می گیرد این چنین می شود كه سهمیه بندی جنسیتی از دوره ی آقای خاتمی در رشته ی داروسازی شروع می شود البته زمانی كه مجلس اطلاع پیدا می كند جلوی تسری این موضوع را به سایر بخش ها می گیرد.وی سپس با برشمردن دستاورد های دوران اصلاحات سعی دولت نهم را زدودن آثار و عوارض آن از جامعه دانست و این موضوع تا جایی پیش می رود كه حتی قرار است اسم توسعه نیز از برنامه ی توسعه ی پنجم حذف شود زیرا كه ذهن سنتی ها را می تواند تكان دهد . یكی از مسائل مهم سنتی ها تحت كنترل داشتن زنان علی رغم مسئله ی آزادی اقتصادی زنان است. و اینكه اقتدارگرایان جلوی مسیرهای رشد زنان جامعه را با ایجاد موانع بر سر راه اشتغال و تحصیل ان ها سد می كنند. وی در ادامه گفت :" در مجلس 6 زمانی كه بحث اعزام دختر به خارج از كشور مطرح بود می گفتند زن باید در پرتو محارم باشد .یكی از نمایندذگان مجلس 8 به من گفت كه كمیسیون زنان مجلس 6 باعث افزایش آمار طلاق در جامعه شد و این به معنی افزایش اگاهی زنان در آن دوره است است! سپس با بیان اینكه كنار هم قرار گرفتن دختران و پسران بدون آموزش های لازم آسیب های خاص خود را به دنبال دارد منتهی نباید صورت مسئله را پاك كرد و برای حل این مشكل نیازمند به نگاه كلان تر و طولانی مدت تر در میان فعالان هستیم.

فاطمه صادقی سخنران پایانی با طرح اینكه چرا دولت ها برنامه های مختلفی مانند لایحه حمایت از خانواده و یا طرح امنیت اجتماعی و سهمیه بندی جنسیتی سعی در فشار آوردن به زنان هستند وارد موضوع مورد بحث شد. وی با اشاره ای به تاریخ امریكا پس از موج دوم فمینیستی كه رواج گسترده ی عروسك های باربی و بادی بیلدینگ زنان و افزایش محصولات آرایشی و پورنوگرافی و ... را در بر داشت كالایی شدن همه ی مناسبات انسانی را جهت گیری نظام كاپیتالیستی جهانی خواند و البته بنیاد گرایی تحت عنوان شریعت و سنت را بازوی دوم كالا شدن زن نامید . وی با تعریف مفهوم موج برگشت ( backlash)، فقاهتی شدن حوزه ی عمومی در ابتدای انقلاب را موج اول و حركت های اخیر را "موج برگشت" به آن سمت دانست كه :" متاسفانه همراهی نهاد عقب مانده ی روشنفكران ایرانی را هم به دنبال خود دارد" و این جمله ی یكی از روشنفكران دینی است كه با استناد به برابر نبودن زنان و مردان در جهان آخرت ؛ تبعیض میان زن و مرد را امری طبیعی می داند " . وی سپس با انتقاد از اله كولایی كه در جلسه حضور نداشت گفت : " بومی سازی به هیچ عنوان امری سیاسی نیست ؛بلكه كاملا امری اجتماعی است و احمدی نژاد هم فرزند خلف وعده های ناتمام دولت های به اصطلاح سازندگی و اصلاحات است كه با شروع تعدیل ساختاری .و پولی شدن روابط از زمان دولت سازندگی اخلاقیات و آرمان ها رو به زوال رفتند و در میان یكباره موجودی به اسم احمدی ن‍اد سبز می شود ." فاطمه صادقی در پایان با بیان " جریان كالایی شدن مناسبات اجتماعی كه سرمایه داری جهانی بیرون كردن زنان از حوزه ی آموزشی در ایران را چیز غیر قابل پیشبینی ندانست.

به نقل از سایت میدان زنان،7 آبان 1387
http://meydaan.org/showArticle.aspx?arid=696

Image2: 
Image3: